مشاوره رایگان

دنیای من باهمه فرق داره ، فرقش تو رنگشه

خسته از زندگیه خاکستری ( پارت اول )

به نام خدا 
سلام .
من تو یه خونواده  عصبانی و بی حوصله و پرخاشگر بزرگ شدم .
پدرم شدیدن پرخاشگر و بد دهنه و هیچ محبتی تو خانواده ی ما رد و بدل نمیشه .
خرجیه هیچ کدوم از ما رو هم نمیده ، حتی مادرم رو .
ار ۱۵ سالگی رفتم سرکار و روی پای خودم وایسادم .
وقتی یکم وارد جامعه شدم ، سعی کردم اون حس نیاز و محبت رو توی خیابون پیدا کنم .
البته ناگفته نمونه ، این مسئله باعث شد از حماقتم خیلی ضربه بخورم .
توسنی بودم که سخت گیری های پدرم خیلی بیشتر شده بود و منم تمایل به دوری از خونواده بیشتر می‌شد .
مدام با پدرم بحث میکردم ، مدام به رفتار و لباس پوشیدنم سخت گیری می‌کرد ، خیلی کلافه بودم خیلی خسته بودم .
نمیدونستم چی درسته چی غلط و باید تو چه راهی قدم بزارم ، پشت سر هم اشتباه میکرم و همینطور رفتار اشتباهی داشتم .
دوخواهر و یک برادر دارم ، اونا هم کم سختی نکشیدن  ، خواهر بزرگم تو بچگی کتک می‌خورد و اذیت های پدرمو تحمل می‌کرد ، خواهر کوچیک ترم هم با سخت گیری های من آزرده میشد ، برادرم هم دقیقا مثل من ناخواسته از پدرم تقلید میکنه .
بعضیا وقتی با این مشکل روبرو میشن ، سعی میکنن اینجوری نباشن ،
و بعضیا هم تو وجودشون نفوذ میکنه و دقیقا مثل همونا میشن .
این رفتاراش تو وجودم جا گرفته ، داره تو زندگیم تأثیر منفی میزاره و باعث میشه همسرمو ناراحت کنم .
۱۹ سالمه و ترم یک کاردانی رو دارم به پایان میرسونم
۳ ماهه که ازدواج کردم و اخلاقیات بدم باعثه آزار همسرم میشه و بیشتر از همه باعث آزار خودم میشه .
از خدا میخوام کمکم کنه ، به راهنمایی و مشاور احتیاج دارم .
دارم داغون میشم .
۰ ۰